مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

588

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - در حين جنگ بعد از كوشش وبرطرف شدن قدرت وقوّت از بسيارى زخم بىتاب شده پياده در آن مكان بر روى خاك نشسته كفار در أطراف آن حضرت كالفصّ من الخاتم در ميان گرفته تير ونيزه وزوبين به جانبش مىانداختند وذو الجناح بر گرد آن حضرت مىگرديد ودشمنان را دفع مىنمود وپس صالح بن وهب مزنى لعنه اللّه از عقب آمد ، نيزه‌اى بر پهلوى آن حضرت زد كه آن جناب به پهلو افتاد وضربتهاى پىدرپى زده آن حضرت را به رو درانداختند وسنان بن انس سر مباركش را جدا كرد وبه قولي شمر حرامزاده سر مبارك وى را به يازده ضربت شمشير جدا كرده الحال آن موضع را مقتل مىنامند وخاك شفا از آن جابر مىدارند . مدرسى ، جنات الخلود ، / 23 ودر آخر امر والا در بحار از نوادر علي بن أسباط كه از أصحاب حضرت امام رضا است وثقة بود ومحل اعتماد در نقل وبه ارشاد حضرت امام محمد تقي عليه السّلام از فطحيه رجوع كرد وصاحب أصل است . روايت كرده از امام محمد باقر عليه السّلام كه فرمود : « پدرم مبطون بود در روز شهادت سيد الشهدا ودر خيمه بود ومن مىديدم موالى ما را كه آب با آن حضرت همراه مىبردند وآن حضرت گاهى بر ميمنه ، وگاهى بر ميسره ، وگاهى بر قلب لشگر كوفه حمله مىكرد . وكشتند آن حضرت را يك نحو كشتنى كه رسول خدا صلى اللّه عليه واله وسلّم نهى فرمود از آن‌كه كلاب را به آن نحو بكشند . » لقد قتل بالسّيف والسّنان وبالحجارة وبالخشب وبالعصا ، ولقد أوطأوه الخيل بعد ذلك . يعنى : « كشتند آن بزرگوار را به شمشير ونيزه وسنگ وچوب وعصا وبعد از آن باز أسب بر بدن مقدسش دوانيدند . » فقير گويد : « حضرت امام محمد باقر عليه السّلام در واقعهء كربلا چهار سأله بود . » بيرجندى ، كبريت احمر ، / 133 - 134 شمر ملعون نيز به روايت مقتل منسوب به أبى مخنف وأكسير العبادة وقتي كه بر سينهء حضرت سيد الشهدا أرواحنا فداه نشست وعرض كرد : « من نيستم مثل شبث بن ربعي وسنان بن انس كه بترسم از قتل تو يا حسين ! » آن حضرت فرمود : « من أنت فقد ارتقيت مرتقا عظيما » يعنى : « كيستى تو كه به مكان بلندى بالا رفته‌اى بسيار رسول خدا صلى اللّه عليه واله وسلّم آن را مىبوسيد ؟ » عرض كرد : « أنا الشّمر الضّبابيّ . » آن حضرت فرمود : « آيا مرا نمىشناسى ؟ » آن ملعون گفت : « بلى أنت الحسين بن علي بن أبي طالب ، وأمّك فاطمة الزّهراء ، وجدّك محمّد المصطفى ، وجدّتك خديجة الكبرى . » آن حضرت فرمود : « يا ويلك إذا عرفتني ، فلم تقتلني ؟ » آن ملعون مبروص گفت : « براي طلب جايزه از يزيد بن معاوية تو را مىكشم . » آن حضرت فرمود : « آيا شفاعت جد من حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه واله وسلّم را دوست دارى يا جايزه يزيد -